نقد و بررسی تئوری علّی فودور درباره «دربارگی» (محتوای حالات التفاتی ذهن)
93 بازدید
نقش: نویسنده
سال نشر: 00/0/0
وضعیت چاپ : چاپ نشده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
در این مقاله به یکی از تئوری‏ های مهم درباره‏ «محتوای حالات التفاتی ذهن» پردا‏خته‏ ایم. جری فودور در این نظریه که به «تئوری علّی محتوا» یا «تئوری وابستگی نامتقارن» معروف است، سعی دارد با استفاده از ارتباط علّی مصداق خارجی با نماد آن مصداق در ذهن، دربارگیِ این نماد راجع به آن مصداق (که همان محتوای نماد است) را توضیح دهد. تلاش فودور از آن‏جا که به فیزیکالیسم تعهّد دارد، معطوف به این است که محتوا و معناداریِ حالات التفاتی را به مفاهیم و حقایق فیزیکی تقلیل دهد؛ به گونه ای که در تبیین محتوای التفاتی، مجدّداً از واژگان و مفاهیم التفاتی و معنایی بهره نبرده باشد. او صراحتاً این اقدام را به منظور سدّ یکی از مسیرهای استدلال به سود دوئالیسم (و هرگونه تجرّدگرایی) انجام می دهد. نگارنده در مقاله حاضر، پس از تبیین تئوری علّی فودور، می‏ کوشد مهم‏ ترین اشکالات مطرح‏ شده علیه این نظریه را بیان کرده و میزان قوّت تئوری در مقابل آن اشکالات را ارزیابی نماید. در نهایت و پس از تلاش برای طرح پاسخ‏ های قاطع و بعضاً احتمالی در مقابل هفت اشکال اوّل، مهم‏ ترین و اساسی‏ ترین اشکال مطرح علیه تئوری علّی محتوا – مبنا‏بودن معناداری برای مصداق خارجی در این تئوری – به‏ عنوان اشکال نهایی پذیرفته شده و تئوری فودور در برابر آن، ناکام ارزیابی شده است.